الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

95

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

3 - و در برخى موارد هم به معناى بىسواد است هم به معناى سفيه و بىشعور . 4 - و در برخى موارد هم هيچ‌كدام نيست مثل : دانشمند عاقل . * با توجه به مطالب فوق عبارت اخراى اشكال محكىّ چيست ؟ اين است كه مراد از تبين ، تحصيل علم است ولى مراد از جهالت ، عدم العلم نيست بلكه سفاهت است حال با توجه به مطلب فوق : 1 - معناى صدر آيه اين است كه در خبر فاسق علم حاصل كنيد مفهوم آن اين است كه در خبر عادل تحصيل علم لازم نيست . 2 - تعليل ذيل آيه اين است كه اقدام‌هاى شما بايد عاقلانه باشد و نه سفيهانه . * دليل محكى بر اينكه جهل بايد به معناى سفيه باشد چيست ؟ اين است كه : اگر جهالت به معناى عدم العلم باشد معناى آيه اين مىشود كه در هيچ موردى نبايد بدون علم اقدام كنيد چرا كه العلة تعمّم ، كه لازمهء اين حرف عدم قبول شهادت عدلين است چون غير علم است و نيز عدم حجيت فتواى مفتى است زيرا كه آن‌هم غير علم است و مشمول تعليل آيهء نبأ . و اللازم باطل بالاجماع ، فالملزوم مثله . در نتيجه جهالت به معناى سفاهت است . * پاسخ شيخ به اشكال مذكور چيست ؟ اين است كه در اين احتمال نيز ميان صدر و ذيل آيه تعارضى وجود ندارد چرا كه ذيل مىگويد : اقدام سفيهانه نبايد كرد ، لذا كسى كه به حكم مفهوم صدر ، به خبر عادل عمل كند اقدامش سفيهانه نيست بلكه حكيمانه است . فلا تعارض . * مراد از عبارت ( و فيه مضافا الى كونه خلاف ظاهر . . . الخ ) چيست ؟ يكى از دلائل ابطال اشكال و احتمال مذكور است مبنى بر اينكه : حمل كلمهء جهالت به سفاهت بر خلاف ظاهر است ، چرا كه عند العرف جهل در برابر علم به كار مىرود و نه در برابر عقل و تقابلشان ، تقابل عدم و ملكه است . * پس مراد از عبارت ( انّ الاقدام على مقتضى قوله الوليد . . . ) چيست ؟ دومين دليل بر ابطال اشكال و احتمال مذكور است مبنى بر اينكه : سلّمنا كه جهالت به معناى سفاهت باشد ، لكن قبول نداريم كه عمل به قول فاسق سفيهانه است چرا كه نه با شأن نزول آيه سازگار است و نه با مورد خود آيه ، چرا : زيرا اقدام‌كنندگان در مورد آيهء شريفه جماعتى از عقلاء از جمله پيامبر بودند و چنين كسانى